محرم

روایتی از شهید طهرانیمقدم و شلیک موشک به ترمینال عراقی
این موشک پس از آنکه با موفقیت شلیک شد به هدف مورد نظر که یک ترمینال حمل و نقل در عراق بود اصابت کرد. همزمان با اصابت آن یک تیپ از مزدوران سودانی و مصری وارد این ترمینال شده بودند.
موشکهای شهاب، قیام، سجیل، قدر، عاشورا و ... تنها بخشی از دستاوردهایی است که به همت سردار سرلشکر شهید حسن طهرانیمقدم در مقابل دیدگان ما ظاهر شده است. قدرت موشکی ایران با تلاش "حاج حسن" و یارانش شکل گرفت و بازوی توانمندی در دفاع از کشور شد.
در همین راستا خاطرهای ناگفته از پدر موشکی ایران منتشر میکند، این خاطره به نقل از شهید طهرانی مقدم و مربوط به دوران دفاع مقدس و شلیک موشک به عراق است.
" در بحبوحه جنگ با عراق بود و میخواستیم یکی از موشکها را به وضعیت جنگی دربیاوریم ولی با مشکل مواجه میشدیم و موفق به انجام این کار نمیشدیم و هرچه تلاش میکردیم این کار صورت نمیگرفت در عین حال خیلی به آن نیاز داشتیم. در همین اوضاع بود که یکی از بچههای همت استخاره کرد و تفسیر آن این بود، "چرا به این زمین چسبیدهاید و به خدا توکل نمیکنید؟ آیا به وضعیت موجود راضی هستید؟" وقتی من این را شنیدم فورا پیش بچهها رفتم و دستور دادم موشک در وضعیت جنگی قرار بگیرد و شلیک شود که این کار صورت گرفت و ما با توکل بر خدا موشک را در حالت جنگی قرار دادیم و آن را به سمت عراق شلیک کردیم.
این موشک پس از آنکه با موفقیت شلیک شد به هدف مورد نظر که یک ترمینال حمل و نقل در عراق بود اصابت کرد. همزمان با آن یک تیپ از مزدوران سودانی و مصری وارد این ترمینال شده بودند. این خواست خدا بود که در شلیک این موشک تاخیری پیش بیاید تا این مزدوران به محل مورد نظر بیایند."
منبع: سپاه نیوز
هر كدام بر حق بوديم، بماند، هر كدام بر خلاف حق بوديم، ريشهكن بشود با عذاب الهى.
روز مباهله روزى است كه پيامبر مكرم اسلام، عزيزترين
عناصر انسانى خود را به صحنه مىآورد. نكتهى مهم در باب مباهله اين است:
"و انفسنا و انفسكم” در آن هست؛ "و نساءنا و نساءكم”(1) در آن هست؛
عزيزترين انسانها را پيغمبر اكرم انتخاب ميكند و به صحنه مىآورد براى
محاجهاى كه در آن بايد مايز بين حق و باطل و شاخص روشنگر در معرض ديد همه
قرار بگيرد. هيچ سابقه نداشته است كه در راه تبليغ دين و بيان حقيقت،
پيغمبر دست عزيزان خود، فرزندان خود و دختر خود و اميرالمؤمنين را - كه
برادر و جانشين خود هست - بگيرد و بياورد وسط ميدان؛ استثنائى بودن روز
مباهله به اين شكل است. يعنى نشان دهندهى اين است كه بيان حقيقت، ابلاغ
حقيقت، چقدر مهم است؛ مىآورد به ميدان با اين داعيه كه ميگويد بيائيم
مباهله كنيم؛ هر كدام بر حق بوديم، بماند، هر كدام بر خلاف حق بوديم،
ريشهكن بشود با عذاب الهى.
خواستم بگویم که اکتفا نکنید به این که عکس این
شهدا را پخش کنید، یا عکس آنان را روی کاشی بیندازید، که الحمدالله می
بینم خود شما قبلاً این فکر را کرده اید. بگذارید نام و یاد شهدا رنگ ثابت زندگی روزمرّه ما بشود. مسأله شهدا مسأله شخص نیست که بگوییم ما می خواهیم اشخاص را تجلیل کنیم،
نه ما می خواهیم یک جریان را تجلیل کنیم که این جریان عبارتست از اینکه
کسانی در راه خدا و در راه حق، آنقدر حاضر به اقدامند که حتّی وقتی پای
جانشان به میان می آید، حرفی ندارند، جان را کف دست می گیرند و وسط میدان
می روند.
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای

معنای لغوی این کلمه مباهله:
مباهله از ریشه "بهل" و بر وزن "مُفاعِلَة" است. این کلمه از نظر لغت سه معنا دارد:
1- رها نمودن و به خود وا گذاشتن؛ 2- دعایى که همراه با تضرع و اصرار باشد. 3- کم بودن آب.
اما معناى اصطلاحى آن:
زمانى که دو یا چند نفر بر سر مسئلهاى اختلاف نظر داشته باشند و هیچ کدام حاضر نباشند نظریه طرف مقابل را بپذیرند، در یک جا جمع مىشوند و به درگاه خداوند تضرع مىکنند و از خداوند مىخواهند که آن کس را که بر باطل است رسوا نموده و مورد لعن و مجازات خویش قرار دهد.
با توجه به معناى اصطلاحى مباهله، ماده اصلى مباهله هم مى تواند «بهل» به معناى "رها نمودن و به خود واگذاشتن باشد" و هم «بهل» به معناى "دعاى همراه با اصرار و تضرع"؛ زیرا در مباهله هر یک از طرفین براى طرف مقابل خویش درخواست لعن مى کند و لعنت خدا چیزى غیر از به خود وا گذاشتن و محرومیت از رحمت خدا نیست.
از این جهت، مباهله با معناى اول سازگار است و از آن جهت که مباهله دعایى معمولى نیست، بلکه همراه باتضرع و اصرار است، با معنى دوم هماهنگ است.
تبیان/ حسین عسگری
مباهله
روز مباهله،اسقف اعظم نجران با دیدن هیبت پیامبر و هیأت همراهش به هراس
افتاده و گفت: چهرههایی که من میبینم، اگر دست به دعا بلند کنند و از
درگاه الهی بخواهند که بزرگترین کوهها را از جای برکند، فوراً کنده
میشود. با این اوضاع هرگز صحیح نیست ما با این افراد، مباهله کنیم. زیرا
بعید نیست که همه ما نابود شویم.
نمایندگان نجران خوب فهمیده بودند، بنابر این به اتفاق آرا، انصراف خود را
از مباهله اعلام کرده و تن به قرارداد پیامبر میدهند تا به ازای مبلغی که
هر ساله بهعنوان «جزیه» پرداخت میکنند، پیامبر و حکومت اسلامی از جان و
مال آنها دفاع کند.
پس از امضای قرارداد، پیامبر پرده از حقیقتی عجیب برداشته، میفرمود: به آن
خدایی که جانم در دست اوست، هلاکت، تا بالای سرِ اهل نجران آویزان شده بود
و اگر مباهله میکردند، به صورت میمون و خوک مسخ میشدند و بیابان در زیر
پایشان شعلهور میگشت. و در آخر خدای تعالی نجران و اهلش را منقرض میکرد.
حتی مرغانِ بالای درختهایشان را میسوزاند و اما بقیه نصارای دنیا، یک
سال طول نمیکشید که همه هلاک میشدند و در روی زمین حتی یک نصرانی باقی
نمیمانْد.[ترجمه تفسیر المیزان، ج 3، ص 366]
گروه دین و اندیشه تبیان
مباهله
جريان مباهله نقطه عطفي در تاريخ اسلام محسوب ميشود; چرا که در آن روز بار ديگر نور اسلام در آفاق هستي درخشيدن گرفت و عالميان در سال نهم هجرت، حقانيت نبوت پيامبر خاتم صلي الله عليه و آله و منزلت اهل بيت آن حضرت را براي چندمين بار به نظاره نشستند و روز مباهله، به عنوان يکي ديگر از روزهاي جشن و پيروزي و روز دعا وشکرگزاري در تاريخ اسلام ثبت شد. در اين نوشتار، به برخي از دست آوردها و آموزههاي حياتبخش جريان مباهله ميپردازيم:
1. سند حقانيت شيعه 2. جلوه اي از عزت اسلام 3. دليلي بر فضيلت اهل بيت عليهم السلام
4. آشکار شدن ذلت دشمنان اسلام 5. روز خجسته و مبارک 6. تثبيت جايگاه اهل بيت عليهم السلام
7. تداوم سنتهاي پيامبران پيشين
8. شيوه مقابله با مخالفين
زمین و زمان، چشم به عظمتشان دوخته است و مبهوت بزرگی جانهایی است که هستی از ادراک آن ناتوان است.
نمیدانیم معنای ایمانِ خالصِ این خاندان چیست که خدا به سبب عظمت ایمانشان، دعوت به مباهله میکند.
عالمان مسیحی هم درماندهاند؛ تنها تکاپوی غریبی در عالم میبینند که آمادهاند هر لحظه که اشاره نمایند، استجابت کنند.
چشمها تنها ارواح پاکی را میبینند که جسم خاکی بر زمین دارند و خیال
میکنند این مرد یعنی محمدصلیاللهعلیهوآله، و آن یکی یعنی علی
علیهالسلام، و آنها هم فاطمه علیهاالسلام و حسن و حسین علیهالسلام!
اما چه کسی جز خدا بر حقیقت وجود و ظرفیت ارواحشان آگاه است؟
درسهایی که از واقعه مباهله میگیریم:
1. از آنجا که مباهله، بهعنوان آخرین حربه پیامبر، پس از اثر نکردن منطق و
استدلال مورد استفاده قرار گرفته، بنابراین منظور آن ظاهر شدن اثر خارجی
نفرین است؛ نه یک نفرین ساده بیاثر.
2. پیشنهاد مباهله را کسی میدهد که بر حقانیت خود پافشاری داشته باشد و در این واقعه، پیامبر بود که مباهله را طرح کرد.
3. آیه مباهله، مقام نبوت و رسالت پیامبر را هم به روشنی اثبات میکند؛
زیرا کسانی که حاضر نشدند با او مباهله کنند، یقین کردند که او فرستاده
خداست.
زندگی با همه وسعت خویش،
محفل ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن نیست
زندگی جاری شدن است
از تماشاگه آغاز حیات تا بدان جای که خدا می داند

قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد
ایمان به جز از حب علی پایه ندارد
گفتم بروم سایه لطفش بنشینم
گفتا که علی نور بود سایه ندارد
عید غدیر مبارک

بهترین تعبیر درباره استاد شهید مطهرى ، كلام امام خمینى - رضوان الله علیه - است: « شهید بزرگوار و متفكر و فیلسوف و فقیه عالی مقام مرحوم آقاى حاج شیخ مرتضى مطهرى - قدس سره - ... كه در اسلام شناسى و فنون مختلفه اسلام و قرآن كریم كم نظیر بود ... در عمر كوتاه خود اثرات جاویدى به یادگار گذاشت كه پرتوى از وجدان بیدار و روح سرشار از عشق به مكتب بود. او با قلمى روان و فكرى توانا در تحلیل مسائل اسلامى و توضیح حقایق فلسفى با زبان مردم و بى قلق و اضطراب به تعلیم و تربیت جامعه پرداخت. آثار قلم و زبان او بىاستثنا آموزنده و روان بخش است و مواعظ و نصایح او كه از قلبى سرشار از ایمان و عقیدت، نشات مىگرفت، براى عارف و عامى سودمند و فرح زاست... .»

اینك پیامبر(ص)، در بازگشت از سفر خانه خداست پیغمبر از رسالت خود، شاد و سربلند ( اعمال حج به پایان رسیده، ولى افق چشم انتظار حادثه ها در «غدیر خم» بیدار مانده است... ) در پهنه غدیر در زیر شعله هاى فروزان آفتاب انبوه حاجیان فزونتر ز صد هزار در پهنه وسیع غدیر ایستادهاند. یك كاروان خسته، در اینجا ستاده است یك كاروان رسته ز بند نفاق و كین. خورشید هم شراره سوزان خویش را ریزد به روى سینه تفتیده زمین. دشتى پر از حرارت ایمان، فروغ دین دشتى پر از محبت و احساس دوستى. گسترده غدیر، اینك دوباره شاهد انبوه مسلمین همراه رهبرى كه فزونتر ز بیست سال جان در ره هدایت آنان نهاده است در پاسخ خشونت آنان، چو مادرى آغوش پر محبت خود را گشوده است جهل و غرور و ابلهى قوم خویش را جز با صفا و مهر، جوابى نداده است.

پيامبر (صلی الله علیه و آله) در خطابه غدير مي فرمايند:
"برترين امر به معروف اينست که سخن ما را بفهميد و به ديگران برسانيد."
در عمل به اين فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) همیشه کوشا باشیم.
امام صادق(ع) از پدران خويش نقل مىكند كه، پيامبر(ص) فرمود: «يوم غدير خم افضل اعياد امتى و هو اليوم الذى امرنى الله تعالى ذكره فيه بنصب اخى على ابنابيطالب علما لامتى يهتدون به من بعدى؛ روز غدير خم برترين عيدهاى امت من است؛ و آن روزى است كه خدا مرا به جانشينى على ـ عليه السلام ـ دستور داد تا نشانهاى براى امت من باشدو به وسيله او هدايت شوند. (1)
غدير تجليگاه ولايت اعظم
واقعه آسماني و بسيار پر اهميت غدير از جهات گوناگون و ابعاد مختلفي قابل بررسي و تأمل است. اما به نظر ميرسد آنچه مقدم بر همي ابعاد بايد مورد توجه قرار بگيرد، آن است كه غدير قبل از آنكه محلّي براي اعلام ولايت و وصايت اميرالمؤمنين (عليه السلام) باشد، محلي براي تجلي ولايت اعظم رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بود. به عبارتي ديگر غدير مهمترين موقعِ محكِ اطاعت پذيري مردم، نسبت به ولايت پيامبر (صلي الله عليه و آله) بود، تا پذيرش ولايت علي ابن ابيطالب (عليه السلام).
اگر بخواهيم در غدير به غربت وصي پيامبر (صلي الله عليه و آله) نگاه كنيم، بايد پيش از آن به غربت خود پيامبر (صلي الله عليه و آله) بنگريم. غربتي كه ناشي از نتيجه آن امتحان بزرگ بود. در واقع بايد بگوييم غدير اساساً زمان اوج غربت ولايت پيامبر (صلي الله عليه و آله) بود، قبل از آنكه آغاز غريبي اميرالمؤمنين (عليه السلام) باشد.
در جهان بيني توحيدي، مقام تشريع و قانون گذاري اصالتا از آن خدا است. قرآن كريم ميفرمايد: «اِنِ الْحُكْمُ اِلاّ لِلّهِ»(1)؛ «حكم و فرمان مخصوص خداوند است.» و حق تعيين پيامبر نيز كه سفير الهي است از آن حق تعالي است كه «اَللّهُ اَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ»؛(2) «خدا داناتر است كه رسالت خويش را در كجا قرار دهد.»
بنابراين، انتخاب و تعيين پيامبر و اعطاي رسالت به او منحصرا كار خداي سبحان است و انتخاب و رأي مردم در برگزيدن پيامبر صلياللهعليهوآله و تعيين او اثري ندارد. نقش مردم نسبت به پيامبر و پيام الهي، ايمان آوردن و عمل كردن بر طبق آن است.
شيعه معتقد است كه جانشين پيامبر نيز بايد از جانب خدا تعيين شود؛ زيرا آگاهي بر صفاتي همانند علم و عصمت كه از شرائط عمده جانشين پيامبر است، براي انسانهاي عادي امكان پذير نيست. خداست كه ميداند اين نعمتهاي بزرگ را به چه كساني عطا كند و ديگران، راهي براي دستيابي به چنين علم و آگاهي ندارند.

راه رسیدن به درجات عالی و پذیرفته شدن عبادت و نیز شرط رستگاری، تقواست. ارزش هر کس نیز به اندازه تقوای اوست. مرتبه نخستین تقوا، انجام دادن واجبات و ترک گناهان است. حضرت امیر (ع) گناه را بیماری میدانند که مردم را به زحمت انداخته است.

شکست دولت مستکبر آمريكا در برابر ملتِ مقتدر ايران/ استفاده از احساسات مردم تا روز انتخابات در جهت اختلافات، خيانت به كشور است (۱۳۹۱/۰۸/۱۰ - ۱۱:۲۸)