دوستم داشته باش
خدایا؛
امروز که پنجره ای برای تماشا
و حنجره ای برای صدا زدن فرشتگانت ندارم
امیدم به توست ....
پس بی آنکه نامم را بپرسی
و دفترهای دیروزم را ورق بزنی
دوستم داشته باش
خدایا؛
امروز که پنجره ای برای تماشا
و حنجره ای برای صدا زدن فرشتگانت ندارم
امیدم به توست ....
پس بی آنکه نامم را بپرسی
و دفترهای دیروزم را ورق بزنی
دوستم داشته باش
زندگی زیباست چشمی باز کن / گردشی در کوچه باغ راز کن
هر که عشقش در تماشا نقش بست / عینک بدبینی خود را شکست
علت عاشق ز علتها جداست / عشق اسطرلاب اسرار خداست
من میان جسمها جان دیده ام / درد را افکنده درمان دیده ام
دیده ام بر شاخه احساسها / میتپد دل در شمیم یاسها
زندگی موسیقی گنجشکهاست / زندگی باغ تماشای خداست
گر تو را نور یقین پیدا شود / میتواند زشت هم زیبا شود
حال من در شهر احساسم گم است / حال من عشق تمام مردم است
زندگی یعنی همین پروازها/ صبحها، لبخندها، آوازها
ای خطوط چهره ات قرآن من / ای تو جان جان جان جان من
با تو اشعارم پر از تو میشود / مثنوی هایم همه نو میشود
حرفهایم مرده را جان میدهد/ واژه هایم بوی باران میدهد


درک این موضوع که فرزندان مردم فلسطین هم از آغاز در می یابند که خون و گلوله و شجاعت و شهادت تنها مسائلی هستند که باید در آینده با آن روبرو شوند بسیار دردناک است، ببینید.
انتفاضه یا قیام فراگیر فلسطین اشغالی یا آنچه به نام انقلاب نامیده شده اولین جهاد مردم مسلمانان علیه رژیم صهیونیستی اسراییل نیست و طبیعتاً تا محو و از بین بردن اشغالگران، آخرین آن نیز نخواهد بود بلکه حرکتی است مردمی و حلقه بارزی است از سلسله زنجیره جهاد تاریخی مردم فلسطین که از سال 1948 م(1327 ش )تاکنون بعد از گذشت بیش از 5 دهه از تسلط اسراییل غاصب بر این سرزمین به روش ها و اشکال مختلف در قالب حزبی، گروهی و حرکت های مردمی و یا اعتصاب ها جریان داشته است و نمی توان آن را به طور کلی از تاریخ فلسطین و مبارزه با دشمن صهیونیستی مجزا کرد. مبارزه ای که حدود 80 سال پیش علیه سلطه استعمار انگلیس شروع شد و مجاهدان برجسته ای هم چون شیخ عزالدین قسام ، جان خود را در راه جهاد و مبارزه با اشغالگران انگلیس فدا کردند و مبارزه آنها با پیکار مقدس عبدالقادر حسینی و شهید قسطل و هم رزمانش ادامه یافت.
بعد از اشغال سرزمین فلسطین و اعلام تشکیل دولت اسراییل، ملت فلسطین از مبارزه خویش علیه اشغالگران صهیونیست دست نکشیده و جهاد خود را ادامه داد تا اینکه در سال 1965 نقطه عطفی در مبارزات فلسطین آغاز شد و اولین گروه مسلح فلسطینی به نام جنبش فتح به شکل آشکار و علنی در غزه شروع به فعالیت کرد و سپس به منظور ایجاد ارتباط و پیوند بین مبارزه مسلحانه و تصمیم گیری های سیاسی زیر نظر سازمان آزادی بخش فلسطین قرار گرفت و بعد از آن نیز دیگر گروه های مسلح فلسطینی، پا به صحنه کارزار و مبارزه فلسطینی اسراییلی نهادند. اما دیری نپایید که مبارزه و جهاد مردم فلسطین قالب و شکل حزبی و گروهی به خود گرفت و با توطئه هایی که علیه مردم فلسطین از سوی قدرت های جهانی غرب و شرق و اسراییل غاصب و حتی برخی کشورهای عربی انجام شد این مبارزات در گردونه خودمحوری و حزب گرایی قرار گرفت، بدون اینکه خواست اصلی و حقیقی مردم فلسطین در خط مشی سیاسی آن جای گیرد.لذا جریان های سیاسی فلسطین به سرعت از مرکزیت مبارزه با اسراییل خارج شدند و روز به روز مشکل مبارزه با رژیم صهیونیستی رو به افول و خاموشی گرایید تا جایی که بعضی گروه های فلسطینی که بر اساس دفاع از حقوق فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی تشکیل شده بودند، همسو و حتی جلوتر از برخی دولت های غربی مذاکره کننده با رژیم صهیونیستی، دم از صلح با اسراییل می زدند.

امام خمینی(ره) در اوج قدرت نظام ستم شاهی، افشاگر روابط پنهان رژیم شاه واسراییل بود و مقابله با خطر اسراییل برای جهان اسلام را بسیار جدی و پی گیرانه دنبال می کرد.
امام خمینی(ره) اولین مرجع تقلید و پیشوای بزرگ مذهبی بود که مجوز حمایت
از مبارزان فلسطینی از محل وجوهات شرعی و زکات و صدقات را صادر کرد و در
جریان جنایت رژیم اشغالگر قدس در به آتش کشیدن مسجدالاقصی برخلاف مشی
دیگران که بازسازی مسجد را وجهه همت خود قرار داده بودند، با دوراندیشی
تمام بر حفظ آثار جنایت اسراییل(به عنوان عامل سمبلیک در جهت تحریک و تشویق
مسلمانان بر علیه رژیم اشغالگر) تأکید می نمودند. ایشان از همان آغاز وجهه
اسلامی و بُعد اعتقادی مبارزه با اسراییل را کارسازترین روش برای بسیج ملت
مظلوم فلسطین و جلب حمایت امت اسلام از آنان معرفی کرد و اتخاذ مشی های
دیگری، همچون: تکیه بر قومیت عربی و نگرش های ناسیونالیستی و دیگر
ایدئولوژی های وارداتی و غیراسلامی را انحراف در مسیر مبارزه برای آزادی می
دانست.
ایشان به مشکلات درونی جهان اسلام و از جمله ضعف و ناتوانی یا وابستگی بعضی
از سران کشورهای اسلامی وقوف کامل داشت، به همین دلیل بر آگاهی و شعور
عمومی جهان اسلام، منبعث از اصول اعتقادی و مشترکات ایمانی و فرهنگی امت و
پرهیز از اختلافات فرقه ای تأکید می نمود و سران دولت های اسلامی را به
متابعت از این جریان فرا می خواند و معتقد بود که دولت ها تا آنجا که با
این شعور و خواست عمومی مسلمانان همسو وهمراه باشند، شأن رهبری و مسئولیت
هدایت مبارزه را عهده دار خواهند بود و الا ملت های مسلمان می بایست با
آنان همان کنند که ملت مسلمان ایران با شاه کرد.

حتی از فکر کردن به این که اگه روز زلزله اینجا خونمون بود پشتم میلرزه...
تسلیت به همه ی کسایی که زلزله دلشون رو هم لرزوند...


استاد مطهرى در تعریف قدر می فرماید: « ... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»(5) پس در یك كلام، «قدر» به معناى ویژگىهاى طبیعى و جسمانى چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیتهاى مكانى و زمانى آنها مىگردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمىگیرد.
این معنا از روایات استفاده می شود؛ چنان كه در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشىء، طوله و عرضه»؛ «اندازهگیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (6) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(7)
فضیلت شب قدر از هزار ماه بیشتر است ( حدود 83 سال) هر کاری که در این شب انجام بدهی هزار برابر میشود !!! اولین قدم در این شب اینست که مطمئن باشی می توانی کاری اساسی انجام دهی . نکته : چرا شب قدر 3 شب است؟ مهمترین دلیلش مهر خداوند می باشد . شب 19 = شب مقدرات . شب 21 = شب تحکیم . شب 23 = شب امضا . غفاریت خداوند شامل همه می شود ، مانند خورشید که برای همه نور دارد. وقتی ما میگوییم الهی العفو برای اینست که که ما خودمان باورمان شود. کل دعای ابوحمزه برای اینست که که تو اگر یک جوری به خدا ثابت کنی که گناهان تو بخاطر اصرار بر مخالفت و دعوای با خدا نبوده ، آنگاه همه چیز حل است !!! در این شب ها باید قدر بدانیم ، خود قدر دانستن را قدر بدانیم . باید کاملا شاکر باشیم . شکر کنیم که خدا همه چیز به ما داده و فعلا برای همه چیزهایی که داریم شکر کنیم ..قدر لحظات دنیا را بداینم و به دنیا پشت نکنییم. اما بداینم که دنیا ، دنیای زود گذر و حمحدود است. اندازه دنیا را درک کنیم . همه چیز هایی را که از خدا میخواهیم باید بر پایه صبر باشد . ******* فکر کن امشب همه ما با هم مساوی هستیم .یک چنین شبی را بخودت بگو التماس دعا .
شرمنده ام ز مهدی وز درگهت الهی
تا در کفت اسیرم قرآن به سر بگیرم
چون بگذرم ز قرآن اُفتم به کوره راهی
همه می گویند:
آفتابگردان عاشق خورشید است ...
چقدر هم وفادار...
اما هیچ کس نگفت:
آسمان در غیاب خورشید چادر به سر می کند...
سیاهی شب، گستره آسمان خاموش کوفه را در نوردیده به انتظار سپیدهای که تاریخ را تا قیامت غصه دار میکرد، ناباورانه کتاب زمان را ورق میزد. از خانه های نیرنگ، تنها فریاد سکوت به گوش زمان میرسید. گویی همه کوفیان سر بر بالین غفلت ابدی نهاده بودند و خواب هزار رنگیشان را نظاره میکردند.
چشمان او همچون صاعقه ای در دل یلدای شب می درخشید.
آن شب در برق چشمان پر رمز و رازش، وصال معنا می شد. سالهای سال، غریبی، همنشین روزش بود. شهید سکوت شده بود و مُهر خاموشی بر لبانش نقش بسته بود.
و.......اشك تنها قطره اي ست كه قبل از آن كه فرود آيد عروج مي كند................
در ماه رمضان كريم..........پشت پرده ي نازنين اشكهايت، ................دعايم كن
۲-دو رکعت نماز در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه توحید بخواندوبعد از نماز هفناد مرتبه((استغفرالله و اتوب الیه))بگوید.
۳-قرآن سر گرفتن طبق دستور مفاتیح الجنان.
۴-زیارت امام حسین(ع).
۵-احیاء این شبها.
۶-صد رکعت نمازبخواند و افضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند.
۷-بخواند:اللّهم انیّ امسیت لک عبداً داخرًا…مراجعه شود به مفاتیح الجنان .
نزول اجمالی در عین كشف تفصیلی
پیش از این گفته شد كه قرآن كریم دارای سه مرتبهی عالی، متوسط و نازل است.
مرتبه عالی قرآن همان ام الكتاب و كتاب مكنونی است كه در مقام لدن و نزد ذات اقدس اله می باشد؛
مرتبهی متوسط قرآن همان است كه در دست فرشتگان مقرّب و كِرام بَرَرَه است و مرتبهی نازل آن هم عین قرآنی است كه لازمه اش الفاظ و مفاهیم است و به صورت عربی مبین تنزل یافته و جامعه انسانی در خدمت آن است.
مرتبه نازله قرآن به صورت تفصیلی و در طی سالیانی نازل شده و این نزول هم
نزولی تدریجی است كه در این قسمت بحثی نیست. رسول اكرم صلی الله علیه و آله
و سلم در مرتبهی عالیه، قرآن را با مرتبهی عالیه قلب دریافت كردهاند و
در مرتبهی نازله، قرآن را با سمع و بصر قلب گرفتهاند و در شب قدر، با
مرتبهی متوسطهی قلب.
انا انزلناه فی لیله القدر مبارکه انا کنا منزلین فیهایفرق کل امر حکیم » - (سوره دخان، آیات 3 و 4)
ما قرآن را در شبی مبارک فرستادیم، زیرا همواره هشدار دهنده وانذار کننده بوده ایم. در آن شب مبارک هر امری طبق حکمت خداوندتنظیم می شود.
مبارکه: مبارک از ماده برکت است. یعنی بسیار سودمند و جاویدان که از رحمت گسترده الهی برگرفته شده. برکت به معنای افزونی وفراخی و زیادی نعمت و روزی نیز گویند. در آیه می خوانیم: «ولو ان اهل القری آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماءوالارض » اگر مردم قریه ها (شهرها) ایمان آورده و تقوا پیشه خودمی ساختند، بی گمان، از آسمان و زمین بر آنها درهای برکت وافزونی می گشودیم.
شب قدر که در آن قرآن نازل شده، مبدا تمام خیرات و برکات وسرچشمه نیکی ها و خوبی ها است. شبی است که مقدرات جهان بشریت بانزول قرآن در آن استحکام می پذیرد و مشخص می گردد.
شهيد صارمي از تبار حق جوياني بود كه براي نوشتن قصه مظلوميت ملتي در بند، به سرزميني پاي نهاد كه در آن به اشاره فتواي ملحدي مقدس نما، بر خوشههاي گيس سپيد پيران ميوه سرخ شهادت ميافشانند و دستان نحيف نوباوگان را با تيزابههاي توحش ميبرند و از كشته مردان مثله شده افغان، تل و پشته ميسازند.

گل های قلبم را نثارتان می کنم. هر آنچه شادی دارم با گلدسته های شهرم با نفس های گرم و مهربانِ مردمم در این روز قشنگ به شما تقدیم می کنم.
اگر روزی می شد. به ملاقات شما می آمدم. اخلاص و کنیزی ام را با عطر و بوی مسلمانی و عطر معرفت شیعه بودنم که مرهون بزرگواری و محبت باطنی شما به من است در خاک بقیع مطهرتان نثار می کردم. کاش می شد روزی آن حصار های دشمنی را از کنار مزارتان جمع می کردم و به جای آن اشک های چشمانم را با هر چه در وجودم بود نثار خاک مقدس شما می کردم.آن روز دیگر به جرم شیعه بودن کنار مقبرة شما با حسرت به مکان دفنتان نگاه نمی کردند.
غربتتان در بقیع در جوار حرم مطهر حضرت محمد- صلی الله علیه و آله و سلم- و در کنار مقبره های سه امام بزرگواردیگر نمایانگر تنهایی شماست و من سعی می کنم با تحصیل معرفت واقعی شما به خودم و عزیزانم جبران کنم.
پس بر ما بتاب ای جریان زلال کرامت......
.jpg)
به زندگی این گونه نگاه کنید ....
مرد را عقلش نه به ثروتش. زن را به وفایش نه به جمالش .
دوست را به محبتش نه به کلامش. عاشق را به صبرش نه به ادعایش.
مال را به برکت آن نه به مقدارش. خانه را به آرامش آن نه به اندازه اش.
غذا را به کیفیت آن نه به کمیت آن. درس را به استادش نه به سختیش.
دانشمند را به عملش نه مدرکش. مدیر را به عمل کردش نه به جایگاهش.
نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش. شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش.
دل را به پاکیش نه به صاحبش.
منبع: ماهنامه فرهنگی، اجتماعی آشنا
